اسارت

متن مرتبط با «اندوه» در سایت اسارت نوشته شده است

تو دانی و اندوه!

  • نیلوبلاگ

    که داند؟ فقط تو دانی و من بر من چه گذر کند کاروانسرا ها را چه شد ای کاش من هم همره کاروانی می شدمxa0 من و تو xa0 تنها قدم زنان بر شن های روان و داغ آتش است این شن ها و آتش دل را فرو می نشاند بر قلبم بنشین و بمانxa0 بر جانم ریشه کن بگذار بدانم تنها نیستم می دانم همدمت نمی توانم باشمxa0 تو همیشه یکتا تنها اما همدمم شو کجا آرام گیرند این شتران خسته و ناآرام گم کرده راهمان ای دریغاxa0 ای دریغا از عمری که چه ساد...

    ادامه مطلب